|
|
|
|
|
زن، زبان،...، طلاق درد دل يك مرد «5 سال پيش كه خيلي از دست همسرم ناراحت شده بودم در اوج عصبانيت به او يك سيلي زدم. اثر اين سيلي دو روز بعد از بين رفت، اما در همان روز همسرم به من حرفي زد كه پس از 5 سال هر وقت به ياد ميآورم، آتش ميگيرم.» زبان، اين جسم گوشتالوي درون دهان پرشباهتترين چيز به چاقو است، همان فلز آبديده و دو لبي كه هم درد است و هم درمان. دردآلود بودن زبان را شعرا خيلي خوب ميدانند و درمان بودنش را عشاق، ولي آنان كه پا زير يك سقف گذاشتهاند از اين دو بهتر. ميگويند رگ خواب فلاني دست همسرش است. انگار او جادوگري است كه مهره مار دارد، البته به راستي او مهره مار دارد؛ ولي نه آن جسم آبيرنگ و كج و معوج كه همه ميشناسند كه آن مهارتي كه علياصغر احمدي استاد علم روانشناسي از آن ياد ميكند. انسان ناگزير از ايجاد ارتباط، اندامهاي بدنش همه ابزار تعاملند چه زماني كه با خشم، جسمي يا كسي را از نظر ميگذراند و چه آن زمان كه با كلماتي مهرآلود مخاطبش را مست ميكند. اينها را احمدي ميگويد. با زبان همه كار ميتوان كرد، ميشود كسي را رنجاند يا ديگري را غرق در شعف كرد، حتي ميشود مرتب كسي را تحسين يا دائم او را تحقير كرد. با نگاه هم ميتوان اين كارها را انجام داد و بدون معطلي احساسات كسي را جريحهدار كرد. اين روند همان چيزي است كه روانشناسان به آن عناصر شناختي و عاطفي ميگويند؛ يعني تركيبي از عواطف و اطلاعات كه آدمها مرتب با هم مشغول تبادل كردنش هستند. احمدي اين روند را خيلي خوب توصيف ميكند: «به وسيله كلمات ميتوان با دو دسته ارتباط برقرار كرد، ارتباط عاطفي و ارتباط شناختي. ر ارتباط شناختي اين اطلاعات هستند كه ميان افراد مبادله ميشوند؛ اما كالاي مورد معامله در ارتباط عاطفي چيزي جز امواج مثبت (منفي) و عشق (نفرت) نيست.» همه دوست دارند خوشبخت باشند؛ ولي كمتر كسي است كه بداند و باور كند كه خوشبخت بودن به رفتار خودش بستگي دارد؛ ولي براي خوشبخت بودن بايد هنرمند هم بود. بايد دانست كه حرفهاي مثبت واقعا معجزه ميكنند. اينكه فرد به وجود همسرش (همانطور كه هست) بنازد يا مدام او را به خاطر خوبيهايش تشويق و تحسين كند، هنر كمي نيست. اينها همه آن مفاهيمي است كه احمدي از لابهلاي جملات كتابياش قصد انتقال آن را دارد. به گفته او زن و شوهرهايي كه ميتوانند ارتباط شناختي كافي (دادن اطلاعات به هم، ظنها و گمانها و ايجاد قواعد منطقي) و عاطفي مثبت با هم برقرار كنند، معمولا ارتباط كلامي سازندهاي دارند؛ همان ارتباطي كه در آن ردپايي از تيغ زبان يافت نميشود. احمدي البته بي هيچ تعارفي اعلام ميكند كه زنان نيش زنندههاي قهاري هستند كه زخم كلامشان تا سالها باقي ميماند. علم ثابت كرده است كه زنان مهارتهاي كلاميشان بسيار بالاتر از مردان است، به طوري كه دختر بچهها نسبت به پسرهاي هم سال خود خيلي زودتر به حرف ميآيند و خزانه لغاتشان خيلي زودتر رشد ميكند. آنان قادرند از جملات تاثيرگذار بيشتري استفاده كنند آنچنان كه زبان عاطفيشان نيز قابل مقايسه با جنس مخالف نيست. البته مردان هم ويژگيهاي منحصر به فردي دارند؛ به طوري كه آنان زبان شناختي و اطلاعاتيشان قويتر از زنان است. پس در زندگي، مردان زبان منطق و زنان زبان عاطفه را برميگزينند. همين تفاوت سبب ميشود تا وقتي پاي پرخاشگري به ميان ميآيد مردان خشونت فيزيكي را انتخاب كنند و زنان خشونتهاي كلامي (نيش زبان)؛ يعني همان چيزي كه احمدي معتقد است زنان در استفاده از آن به كمال رسيدهاند. اما زبان هر چقدر هم افسارگسيخته باشد، بالاخره مهارش به دست ميآيد. اين روانشناس ميگويد: رفتارهاي ما همه قابل كنترل هستند مشروط بر اينكه افراد تسلط بر خودشان را به عنوان برنامه اصلي زندگيشان قرار داده باشند. در اين ميان افرادي هستند كه توان كنترل اعمالشان بسيار قوي است؛ ولي افرادي ضعيف به طوري كه مثلا هنگام غذا خوردن افرادي هستند كه مهار خودشان را دارند و با ديدن سفره كنترلشان را از دست نميدهند؛ ولي آدمهايي هم هستند كه مقابل غذا هيچ كنترلي بر خود ندارند. حال اگر اين كنترل بر نحوه حرف زدن هم اعمال شود، راهگشاست. اگر افراد عنصر كنترل بر خود را توسعه دهند، ميتوانند بر رفتار و اعمالشان هم كنترل داشته باشند؛ ولي اگر اجازه انجام هر حركت يا اداي هر حرف از زبان داده شود، مسلما اميدي براي كنترل بر خود وجود ندارد/ منبع: دنیای اقتصاد
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 11:56 توسط امید
|
|
||